بنام خدا . شرحی از سید هاشم شریفی بر مستند احمدی نژاد
نه و چهل و پنج دقیقه تا ده و پانزده دقیقه هشتم خرداد هشتاد و هشت.
فیلم انتخاباتی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور فعلی و نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم با نام “دولت یار” توسط جواد شمقدری، به مدت نیم ساعت از ۲۱:۴۵ روز جمعه هشتم خرداد پخش شد. پای تلوزیون نشسته بودم تا پس از تیتراژی نه چندان مرتبط، مستند تلوزیونی احمدی نژاد آغاز شود. به همان دلیلی که شما بهتر از من می دانید تمایلی به دیدن فیلم نداشتم . هر آنچه او می خواست از صداقت و مهربانی اش در سی دقیقه بگوید همه را در چهار سال عملا دیده و لمس کرده بودم. با این وجود پای تلوزیون ماندم تا شاید اشتباها حرف جدیدی بشنوم. اما دریغ و افسوس که باز هم جز مظلوم نمایی و عوام فریبی و رفتارهای پوپولیستی چیزی عایدم نشد. تمام فیلم تلاش داشت تا از ایشان شخصیتی متفاوت از آنچه عملا در این چهارسال ارائه داده بود، ارائه دهد اما هرآنکه او را می شناسد شناخت چهارساله را با تصویر سی دقیقه ای عوض نمی کند.

در قسمتی از فیلم تصاویری از سفرهای احمدی نژاد به چند کشور جهان و استقبال مردم از او پخش شد که مایه تاسف است.در حالی که طی چهار سال گذشته میزبان و یا میهمان هیچ مقام برجسته اروپایی و آمریکایی نبوده ایم سکانس هایی از سفر به چند کشور آفریقایی و … به عنوان دستاورد های سیاست خارجی و استقبال جهانیان از احمدی نژادیسم ارائه شده بود. گویا از سر اضطرار و خالی نبودن عریضه با گینه بیسائو و گواتمالا و ونزوئلا و … رابطه برقرار کرده ایم.
“مردم” در این فیلم انتخاباتی، تقریبا منحصر به مردم “نیازمند، فقیر و حاشیه نشین” و مردمی بود که در سفرهای استانی به استقبال احمدی نژاد می آیند و خواسته ها و حاجات خود را مطرح می کنند و برای احمدی نژاد دعا می کنند یا صدقه می دهند. اما در این گیر و دار یکی نبود بپرسد آخر جناب رییس جمهور این سیاستگذاری کلان شماست که باید محرومیت را از این روستاها و شهرها بزداید یا حضور شما در فلان روستا برای اینکه مشکل حمام آنجا را حل کنید؟ آیا جایگاه شما و حیطه کاری شما همین جزئی کاری هاست؟
در طول مدت فیلم هیچ پیامی از همراهی نخبگان، فرهیختگان و برجستگان علمی، دانشگاهی، هنر با ایشان نبود چرا که می داند در این قشر از جامعه پایگاهی ندارد. و در عوض تمام فیلم مملو بود از صحنه های دیدتار با روستائیان و فقیران و دهک های پایین جامعه. رییس جمهور فرد زیرکی است. او بهتر از ما پایگاه رای خود را می داند و عمده رفتارهای پوپولیستی اش را برای همان قشر متمرکز کرده است.
بارها شنیده اید که این کسوت و لباس است که به شخص شان و منزلت می دهد و نه ذات خود شخصیت. تصاویری پخش شد از استقبال مردم در سفرهای استانی رییس جمهور. آیا تمام این افراد با میل خویش به استقبال آمده بودند یا با انتقال گروهی و تعطیل کردن مدارس و دانشگاه و … ؟ سوال اینکه آیا این مردم به استقبال محمود احمدی نژاد آمده بودند و یا رییس جمهور جمهوری اسلامی ایران؟ امتحانش ساده است روزی پس از خروج از حاکمیت به شهرها سفر کنید و نتیجه را ببینید. اگر بدون در نظر گرفتن منصب همچنان دارای محبوبیت بین عموم مردم و نه یک گروه خاص پایین جامعه بودید گفته هایتان مصداق خواهد داشت.
تاکید احمدی نژاد بر روی همان گفتمان انتخابات چهار سال پیش و کشیدن شمشیر انتقاد بر روی رفتارهای دولت و سیاست هایش برای اثبات ناکارآمدی آن ادامه داشت. بی سبب نبود که پاره از سخنرانی های او در جمع مردم در سال ۸۴ و قبل از رییس جمهوری نیز پخش شد. در حالی که او بهتر می داند بر روی دستاورد زیرساخت های دولت های پیشین ایستاده است و با کمال بی شرمی همه را از دم تیغ می گذراند.
آمارهای رییس جمهور هم حکایتی خواندنی است. آمارهایی ارائه میدهد که داد همه را درآورده است. آمارهایی که فقط خود او و دولتش آنرا قبول دارند که تکرار همان حکایت و روباه و دم و شاهد است. ای کاش سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل نشده بود تا به عنوان نهادی مستقل در ارتباط با این آمارها اظهار نظر کند
خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.
به نام بهار
بهار که می شود، دل دادن به فضای آن چه لذتی دارد. دل از شهر میکنی و گام به طبیعت خدا می گذاری. همانجا که در افسون یک گل نورسته غرق میشوی. بر روی زمین دراز میکشی و از بین درختان رفتن آنها را به آسمان نظاره میکنی. همانجاست که می بینی برگ های درختان در آغوش هم چه سماعی دارند. چند لحظه ای چشمانت را میبندی و به صدای سفر باد از میان شاخه های درختان گوش فرا میدهی.
برمی خیزی. تا کنار رود راهی نیست. پاچه هایت را بالا میزنی و پاها در آب، سردی آب رودخانه ای کوچک را با تمام وجود حس میکنی. قدم از قدم برمیداری و ماسه های کف آب را میان انگشتان کرخت شده ات خوب حس میکنی. نگاهت را میدوزی به بچه قورباغه های کوچکی که سر از تخم رسته اند. لمس میکنی سبزه های نورسته کنار رود را. دست بر آب میکنی و مشتی آب بالا میاوری و دوباره رها میکنی آن را در آب و در زیر و بم صدای برخورد آن محو میشوی. انگار دلت می خواهد دل بکنی از هر آنچه دنیا و بدیهایش است. زندگی همین جاست. دنیا را فراموش کن…
Photo: Camera: Canon S3IS Date: 17/02/1387 Location: Khomein-Nasrabad Village


رای من میرحسین…
من در انتخابات آتی رای خواهم داد و نامزدی را که برخواهم گزید میر حسین موسوی است و فکر می کنم برای آنکه موسوی را اثبات کنم نیازی به بر شمردن سجایای اخلاقی یا مشی و مرام مدیریتی و یا دیگر خصوصیات فردی و تیمی او ندارم چرا که نیازی به این کارهای کلیشه ای نیست .

معتقدم اگر همه مردم (لااقل ۷۰ درصد مردم ) به این نتیجه برسند که رای بدهند کاندیدایی به جز موسوی انتخاب نخواهد شد ،بنابراین مایلم توضیحاتی راجع به یاس و خوردگی مردم و قهر طبقه خاموش کشور از صندوق های رای (در ۶ سال گذشته ) بدهم تا باشد که تاثیری هر چند ناچیز داشته باشد:
۱- نخستین اصلی که به نظر می رسد ( بر اساس تجربه سال های اخیر ) همگان به آن اعتراف دارند این است که با شرایط موجود در ایران ، عدم مشارکت در انتخابات و برگزیدن راهبرد یا تاکتیک تحریم می تواند نتایج مصیبت باری برای مردم داشته باشد.
در کشور ما انحصار کامل دستگاه های تبلیغی و رسانه ای در دست یک جناح منتفع از قدرت است که بخش اعظمی از امکانات و قدرت کشور را در تملک خود دارد .
از این رو گزینه تحریم همه جانبه که نیاز مند داشتن بلندگوها و ابزارهای تبلیغی سراسری است نمی تواند پیام خود را از دور افتاده ترین روستاها تا بزرگ ترین شهرها به گوش همه مردم برساند و در این صورت در اثر تبلیغات جناح حاکم عده ای رای خواهند داد و اثر گزینه تحریم را از بین خواهند برد .
۲- گزینه تحریم در شرایطی موثر است که موتور محرک یک حرکت مدنی اعتراضی در برابر تمامیت خواهان را شعله ور تر ساخته و یک جنبش گسترده اجتماعی با خواست های واحد و رهبری منسجم را به هدفی مشترک برساند . اگر غیر از این باشد آیا جز از این است که تحریم انتخابات در حکم تایید حکمرانی جریانی است که ما معتقدیم قاطبه مردم مخالف سیاست ها و خط مشی های او هستند؟
۳- کسانی که با پاشیدن بذر یاس و ناامیدی مردم را به عدم شرکت در انتخابات دعوت می کنند باید جواب دهند که در ازای گوش سپردن مردم به خواسته آنها و اجابت در خواست شان چه گزینه ای را به جای شرکت در انتخابات پیشنهاد می دهند ؟ و در صورتی که گزینه ای جایگزین دارند چه ابزارها یی دارند تا بتوانند آن را فراگیر کنند ؟
در غیر این صورت آیا دعوت از مردم به خانه نشینی کاملا در جهت خواست و منطبق بر اهداف جناح حاکم نخواهد بود ؟
اینکه مردم رای ندهند ، حرف هم نزنند ،اعتراضی هم نکنند (چه فردی ،گروهی و یا سازمان یافته و مدنی ) همان خواست کسانی است که مردم را منفعل و متشتت می خواهند و از این رو در ماه های گذشته به انواع حیل تلاش داشته اند تا با ترویج روحیه ضعف وسرخوردگی و گاه حتی سخن گفتن دو آتشه و” اپوزیسیون وار” از تحریم ، مردم را از حضور در صحنه و به دست گرفتن سرنوشت آینده کشورشان بازدارند.
۴- پیش خود فکر کنیم که اگر امروز مثلا دکتر معین یا آقای هاشمی و یا جناب کروبی در ۴ سال پیش به مسند ریاست جمهوری می رسید آیا وضع ما این بود ؟
۵- جناب آقای کروبی شخصیت برجسته ای است که دوستدار ملت بوده و دل سوز سرنوشت کشور می باشند؛ اما باید توجه داشت که مهندس موسوی نماینده طیف گسترده تری از گروه ها و شخصیت های سیاسی هستند و از این رو شانس انتخابشان (بنا به امار بیشتر نظر سنجی ها ) بیشتر از جناب کروبی است.
از این رو هر رایی که به آقای کروبی داده شود تنها از کیسه آرای مهندس موسوی کم خواهد کرد و سقف رای کروبی را به کف رای موسوی نزدیک تر خواهد ساخت .
از این رو کسانی که به امید تغییر رییس جمهور و برگزیدن رییس جمهوری دیگر رای می دهند باید بدانند که تنها در صورتی می توانند به هدف خود برسند که همه به یک کاندیدای واحد رای دهند .
چه خوب است که جناب آقای کروبی با کناره گیری از رقابت و حمایت از مهندس موسوی مانع شکسته شدن آرا شوند و با این کار خود نام خود را به عنوان اولین دلیل پیروزی اصلاح طلبان در انتخابات پیش رو ثبت کنند .
۶- مهندس موسوی امروز در جایگاهی است که می تواند حتی آرای بخشی از طیف مدافع اصولگرایان را نیز جذب کرده و بدین وسیله پس از پیروزی امکان تشکیل یک کابینه ائتلافی گسترده تر برای ایشان فراهم تر است .
پرواضح است که در این صورت با موانع کمتری در فعالیت های خود در مقام ریاست جمهوری مواجه اند و می توانند بهتر برنامه های خود را به پیش ببرند.
۷- باید توجه داشت که اگر مساله تغییر رییس دولت محقق شود خود یک پیروزی بزرگ است .باید از تجربه کشورهای دیگر درس گرفته و نهال نوپای دموکراسی در کشور را از گزند و آفات محفوظ کنیم . ب
اید اقدام فرانسویان را در انتخابات سال ۲۰۰۰ به یاد بیاوریم که با راه یابی کاندیدای راست گرای افراطی “ژان ماری لوپن ” به دور دوم ، حتی سوسیالیست های فرانسوی برای جلوگیری از پیروزی او به “ژاک شیراک ” کاندیدای راست میانه رای داند و رقابت های گروهی و حزبی را برای منفعتی بزرگ تر و ملی تر به کنار گذاشتند .
قطعا این عمل نشانه بلوغ سیاسی یک جامعه است و در این راه با توجه به عدم نهادمندی سیاسی در کشورمان و نبود احزاب فعال ،قوی و مردمی این وظیفه نخبگان ،جنبش های اجتماعی ،دانشجویان و دیگر اقشار آگاه و مطلع جامعه است که در ۲۰ روز مانده به انتخابات حتی اگر شده با ترک کارو دیار خود به روستاها و مناطق دور افتاده کشور رفته و با آگاه سازی چهره به چهره مردم مانع تحقق پروژه خوفناک “حاکمیت یکدست ” شوند .
عقل سلیم حکم می کند که باید از همین امکان اندک موجود که حضور ۴ سال یک بار در پای صندوق های رای است حداکثر بهره برداری را کرد و در چنین شرایطی ، عاقلانه ترین انتخاب برای تحولی بزرگ ،، “میرحسین موسوی” است. یادداشت از مازیارآقازاده
بنام خدا و سلام
در بهار عجیب تحت اتمسفر فضا قرار می گیرم. گویی دنیا در بهار رنگ دیگری به خود می گیرد و هر آنچه که ببینی در آن نشانه است. گل و گیاه و علف و … همه نشانه اند. برای آنکه بار دیگر متولد شویم و رخت نو بپوشیم… . ای کاش بیدار می شدیم… .
شات زیر را در فضایی از طبیعت خمین در روستای نصر آباد در طبیعت کندل خینی گرفتم. دراز کش روی زمین زمان بسیاری برای ثبت آن صرف کردم زیرا که باد می آمد و ساقه ها را بدجوری تکان می داد. هر چند خود باد نیز نشانه بود…
Camera: Canon S3IS Date: 17/02/1387

آمد بهــــــار ای دوستان، منزل سوی بستان کنیم
تا بخت در رو خفته را چون بخت سروستان کنیم
ای غنــــچه گلگون آمدی، از خویش بیرون آمدی
با مــــــــا بگو چون آمدی تا ما زخود خیزان کنیم
بنام خدا
“مرد سبز خدا که اکنون بیش از هر وقت بوی باران میدهد” این تمثیلی است که دکتر محمدی با دستانی لرزان و صدایی مهربان، میر حسین را که اکنون روی سکویی نه چندان بلند روبروی مردمان خمین ایستاده است، خطاب می کند.
… .
ساعت یک عصر است، با حضور تمامی دوستان ستاد برای استقبال از میر حسین در میدان آزادی مستقر شده ایم. همه نوع شخصیت را در آنجا می توان مشاهده کرد. مهندس زاهدی استاندار سابق، عظیم رضایی رییس مجاهدین انقلاب اسلامی استان، یوسفی رییس ستاد استان و پدر و مادر شهید،چند تن از اعضای شورای شهر، و … در آنجا حضور دارند. اتومبیل سید از راه می رسد و او برای احترام به جمعیت از ماشین پیاده می شود. در بدو ورود پدر و مادر دو شهید (آقا و خانم بهشتی) شال سبز خوشرنگی را بر شانه های او میاندازند و ورود او را صمیمانه خوش آمد می گویند. سید مهربانانه تفقدی می کند و پیشانی پدر را می بوسد. کاروان از میدان آزادی تا میدان انقلاب را به آرامی طی می کند. تصویر زیبای میرحسین از دستان مردم از پنجره ماشین ها بیرون آمده است. سید از میدان انقلاب پیاده به سمت بیت امام (ره) به راه افتاده و مردم استقبال کننده برای دیدار میرحسین با اشتیاق به سمت میدان راه می افتند. در حاشیه میدان، اسفند دود میکنند و با قربانی کردن گوسفند برای سلامتی موسوی صلوات میفرستند؛ حضور میرحسین در جمع مردم با شعارهای « حمایت از موسوی حمایت از عزت است»، «صل علی محمد بوی صداقت آمد»، همراه میشود.

روبروی بیت امام، خمینی ها دایره وار او را در برگرفته اند و میرحسین مهربانانه می خندد و گاهی آرام و با طمانینه دستانش را برای پاسخگویی به احساسات مردم بالا می برد و دستی تکان می دهد. برای اولین بار است که او را می بینم و در جذبه شخصیت و چهره متین اش قرار می گیرم. دیدن او، سختی های تدارکات ۲۴ ساعت گذشته و دویدن های برگزاری مراسم را از یاد من و دوستان برده است. اصلا فراموش می کنیم تا همین یک ساعت پیش چگونه هر یک سراسیمه پی کاری میدویدیم.

پس از صحبت های دکتر محمدی، مهندس سخنان خود را آغاز میکند. بلافاصله پس از آغاز سخنرانی، صدای میکروفنها قطع میشود. استرس و اضطراب وجودم را می گیرد. نمیدانم خرابکاری صورت گرفته و یا سهوا اشتباه پیش آمده است. مردم به جهت پر کردن سکوت شعارهای خود را در حمایت از موسوی از سر می گیرند. میرحسین میگوید: برای من سخن گفتن بدون بلندگو سخت است؛ هر جا که برای صحبت کردن میروم یا برق قطع میشود یا میکروفنها از کار میافتد که من این اتفاق را به حساب مهرورزی دوستان میگذارم.
اطرافیان یک بلندگوی دستی را به دستش می دهند تا صدایش به تمام جمعیت مشتاق برسد. صحبت را با ذکر خاطرهای از سفری در گذشته آغاز می کند و با بیان اینکه حتی در سفر به برزیل نیز کشیش های برزیلی مسیحی از امام و راه و تفکر او با افتخار یاد میکردند، میگوید که نام خمین نه تنها در کشورهای اسلامی بلکه در تمام جوامع بشری راه پیدا کرده و اثر خود را گذاشته و موجب بیداری همه مردم خداپرست شده است.


سخنان میرحسین که تاکید دارد تنها برای عرض ادب و ارادت به بیت امام (ره) و به پیشگاه مردمان خمین به اینجا آمده و قصد سخنرانی طولانی را ندارد، هنگامی که از لزوم بازگشت به گفتمان امام (ره) برای بازیابی عزت ملت بزرگ ایران سخن میگوید، با تکبیر و تشویق جمعیت همراه میشود.
میرحسین از جایگاه پایین می آید در حالی که جمعیتی مشتاق او را همچنان در بر گرفته و تیم حفاظت او به سختی او را از فشار جمعیت دور می کند.
احساس خوبی دارم. احساس می کنم واقعا برای ریاست جمهوری و مدیریت کشور در این شرایط و جبران اشتباهات سنگین سال های اخیر گزینه مناسبی باشد. گویا قبای آن را فقط برای او دوخته اند.
به امید پیروزی منطق و عقلانیت بر جهل و عوام فریبی.
بنام خدا
بامداد روز دوشنبه چهاردهم اردیبهشت ماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت برای من به سبب دریافت خبری خوشایند، بسیار شعف انگیز و زیبا بود. هر چند خبر با اندکی تاخیر به من رسیده بود. با آگاهی از خبر اشک در چشمانم آمد و از شادمانی فریادی کشیدم.
در روزهای پایانی سال گذشته و با نزدیک شدن به انتهای سال آژانس خبری دوربین دات نت اقدام به انتشار فراخوان مسابقه عکس های برتر سال ۱۳۸۷ با محوریت “عکس های برتر عکاسان رسانه” و “عکس های برتر عکاسان آزاد” نمود تا پس از گذرانیدن سالی پر بر بار برای عکاسی کشور به امید گردآوری مجموعه ای نفیس از عکاسان ایرانی آخرین رخدادهای عکاسی سال ۸۷ به وقوع بپیوندد.
با اعلام شرایط مسابقه در فراخوان آن عکاسان تا ۲۸ اسفند مهلت یافتند تا مجموعه تصاویر خود را ارائه کنند تا نتایج پس از کنکاش و بررسی اعلام شود. بر حسب علاقه من نیز در مسابقه شرکت کردم دو شات از کارهایم را ارائه دادم هر چند که در مقام مقایسه با سایر دوستان عکاس جایگاهی برای خود قائل نبودم چه اینکه من بر حسب علاقه فردی عکاسی می کردم و نه حرفه ای.
جدا از هر نتیجه بسیار مشتاق بودم مجموعه تصاویر برگزیده سال را از نزدیک ببینم و برای خود نگهداری کنم. تا اینکه پس از دوره ای کوتاه به جهت تراکم کاری برای پیگیری نتیجه از موفقیت خود آگاهی یافتم و شات خود را در میان مجموعه تصاویر برگزیده سال ۸۷ عکاسان ایرانی در بخش عکاسان آزاد از سوی آژانس خبری دوربین دات نت دیدم.لحظه ای مبهوت مانده بودم و بر صحت موضوع تردید داشتم اما آرام آرام باور کردم که حقیقت است… . اسم من در کنار چه شخصیت هایی قرار داشت خدایا…
توصیف لحظه غیر قابل بیان است تا چه رسد به اینکه این انگشتانم بر روی صفحه کلید تایپ کند. شادمانی در من در آن بامداد دوشنبه فوران می کرد.

موضوع شات دختری بومی در ییلاق سواچال از توابع ماسال در استان گیلان بود که آن را در سفری به آنجا در تابستان گرفته بودم. عکسها به مدت یک سال و تا فراخوان عکسهای برتر سال آینده بر روی اینترنت قابل دسترس خواهد بود. نتایج نهایی و افراد برگزیده به شرح زیر است:
آگاه صدف، احمدزاده فرزاد، ارباب علی، اسماییل نژاد علی، باقری حمید، باقری سامان، بایرام نژاد محسن، بخشیزاده مریم، بروفر فریبا، بغدادچی کاوه، بهشتی میلاد، تقوی حسین، ثانی فرید، جناب محمدرضا، جهانگیری بهار، چناری صادق، حسین نژاد طه، حسینیفر سیدعلی، حلاج سمانه، خمارلو رویا، خوشنقش زهرا، درویشی سعید، دوستدار محمدعلی، دیده ور پرهام، رزمجو محمدرضا، رستمی محمدرضا، رضایی یاسر، رضایی علی، رضوانیان سعید، رفیع خواه سجاد، رنجبران علی، روشن نیا میرکیان، رهبر فریبا، زارع افشین، زمردینیا راحله، سعادت پور عالیه، سعیدپور مریم، سفری فرشید، سمیاری امید، شادپور پویان، شریفی سید هاشم، شفیعی امید، شکرعلیزاده محمد، شهشهانی عمران، عالی مقدم ریحانه، عرب روشن امیر، عرب بیگی امیر، عطایی حجت الله، فتاحیان ارشاد، فراهانچی بهزاد، فرجوند فردا جمشید، فهیمی ساسان، قربان پور فرشید، گلستانی بهزاد، محبی غلامحسین، میرزایی آیدا، میلانی رضا، مینابیان امیر، نباتی شهروز، نبی زاده احمد، والی زاده بابک، هاشمی محمود، یارحمیدی محمد صادق، یاسمین آزاد
خداوند منان را شکر کرده و ایمیلی به پاس تقدیر و تشکر به مدیر و هیات داوران مسابق ارسال کرده و از لطف و محبتی که نسبت به تصویر من کرده بودند قدردانی کردم.
برای دیدن نتایج پایانی روی این لینک کلیک کنید و برای دین صفحه رسمی برگزیده شدن شات من روی این لینک کلیک کنید.
خدا می داند با چه احساسی به سوی رختخواب می روم. خدا کند خوابم ببرد…!