روزهایی پایانی سال ۸۸
بنام خدا
می دانم که خیلی وقت است بروز نکرده ام. حق با شماست….
اول اینکه: نوشتن مشکل نیست. یافتن فرصتی برای نوشتن مشکل اصلی است. زمان کالای گرانبهایی است که این روزها من و بسیاری چون من آنرا اندک دارند.
دوم اینکه: روزهایی که می گذرد روزهای پایانی سال ۸۸ است. شلوغی خیابانها و پاساژها و فروشگاه ها نشان می دهد اتفاق مهمی در حال رخ داده است. از دستفروش های کنار خیابان که گویا مدت ها برای این شلوغی منتظر بوده اند تا بساط ماهی فروش و سبزه فروش گرفته تا پیچ گشتی فروش و انبر دست. مردم همه را می خرند. انگار قرار است آن طرف سال قحطی بیاید. مردم همه چیز می خرند. حال نیازشان هست یا نه و یا به کار می آید یا نه چندان مهم نیست.
سوم اینکه: سال ۸۸ بسیار سریع تر از آنچه فکر می کردم گذشت. انگار همین دیروز بود سر سفره هفت سین خوش آب و رنگ نشسته بودم. چه کسی باور می کند ۳۶۰ روز از سال را گذرانیده ایم؟
چهارم اینکه: درگیری های پایانی سال موسسه هم برای ما حکایت مثنوی هفتاد من است. تلاش برای بستن حسابهای موسسه با مشتریان پیگری مطالبات و پرداخت بدهی ها. هرچند کمبود نقدینگی به شدت همه را تحت فشار قرار داده است. تلاش برای اتمام پروژه های نیمه کاره برای آنکه به سال بعد کشیده نشوند از دیگر فعالیت های موسسه است.
پنجم اینکه: سال خوبی بود. سختی تا دلتان بخواهد زیاد داشت اما مصائب اش را با امید پشت سر می گذاشتم. مهمترین ثمر امسال من هم یافتن همسری همدل و مهربان است که تا دلتان بخواهد دوستش دارم. (البته جفت چشم حسودها کور انشالله) امسال اولین تجربه عیدی مشترک سر سفره هفت سین است.
ششم اینکه: پروژه کتاب شهر (بانک جامع اطلاعات شهری خمین) را به پایان رسانیده و آن را به چاپ سپردم تا به قول اهل ادب به زیور طبع آراسته گردد. پروژه ای سخت، طاقت فرسا و نفس گیر که با تمام مشکلاتش، شهدی شیرین داشت. ان شالله طی روزهای آینده به شهر کتاب مراجه کنید، پول بدهید و کتاب شهر را بخرید. قابل توجه دوستان اینکه از هدیه خبری نیست. صابون به دلتون نزنید. باید زحمت بکشید تشریف ببرید شهرکتاب. البته لوح فشرده اش رو هم تا چند وقت دیگه منتشر می کنم.
هفتم اینکه: نقشه جامع شهری خمین با تاکید بر هویت بخشی مجدد به محلات و بافت های تاریخی خمین را نیز به پایان بردم. انشالله خمین کوچک ما به شهرهای دارای نقشه شهری خواهد پیوست. امیدوارم به همراه کتاب شهر، عیدی ما به همشهریان و دوستان باشد.
هشتم اینکه: یکی از دوستان داره بابا می شه. جلو جلو بابا شدنش مبارک.
نهم اینکه: دیگه داره حالم داره از این قالب سایت به هم می خوره. فقط چند روز دیگه تحملش کنید. به خدا راست می گم.
دهم اینکه: برای تمام دوستان حقیقی و سایبری آرزوی سالی بسیار خوب، خوش و توام با سلامتی در زیر سایه حضرت حق آرزومندم. انشالله سالی پرپول برای کاسب های حاجی بازاری، پر ازدواج برای مجردهای نه چندان خوشبخت، پر گل و سرسبز برای طبیعت دوست ها، پر نمره برای دانشجوها و پر… (اینجا رو با هر چی می خواهید می تونید پر کنید) باشه…!!!

یازدهم اینکه: می گویند سال ۸۹ سال پلنگ است. خدا آخر و عاقبت ما را به خیر کنه.
