Wordpress Themes

بنام خدا

انا لله و انا الیه راجعون

‌شب گذشته، آیت‌الله منتظری بر اثر بیماری درگذشت.

این مرجع تقلید که هشتاد و هفتمین سال عمرش را می‌گذراند، شب گذشته بر اثر بیماری دار فانی را وداع گفت. دفتر آیت‌الله منتظری با تأیید این خبر اعلام کرد، تاکنون زمان مراسم تشییع پیکر وی مشخص نشده است.

آیات امینی، صانعی، شبیری زنجانی و گرامی هم اکنون در بیت آیت‌الله منتظری حضور دارند.

آیت‌الله حسینعلی منتظری در سال ۱۳۰۱ خورشیدی در نجف‌آباد دیده به جهان گشود؛ از جمله آثار آیت‌الله منتظری می‌توان به :

«نهایة الاصول» (تقریر درس اصول مرحوم آیت‌الله العظمى‏ ‏بروجردى )، «البدرالزاهر فى صلاة الجمعة و المسافر» (تقریر درس فقه‏ ‏مرحوم آیت‌الله العظمى بروجردى)، «دراسات فى ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة» در چهار جلد،‏ ‏کتاب «الزکوة» در چهار جلد، کتاب «الخمس و الانفال»، کتاب «الحدود»، «دراسات فى المکاسب المحرمة» در سه جلد، «التعلیقة على العروة الوثقى»، مباحث فقهى «الصلوة»، «الغصب»، «الاجارة» و «الوصیة» (تقریر‏ ‏درس‌هاى مرحوم آیت‌الله العظمى بروجردى)، مباحث «استصحاب»، «تعادل» و «تراجیح» (تقریر درس‌هاى‏ ‏مرحوم آیت‌الله العظمى خمینى)، «درس‌هایى از نهج‌البلاغه» در ده جلد که سه جلد آن تاکنون چاپ‏ ‏شده است، «درس‌هایى از اصول کافى»، «مناظره مسلمان و بهایى»، «شرح خطبه حضرت فاطمه زهرا(س )» به زبان فارسى و‏ ‏اردو، «از آغاز تا انجام» (در گفت‌وگوى دو دانشجو) به زبان فارسى و‏ ‏عربى،‏ «رساله توضیح المسائل» به زبان‌هاى فارسى و عربى و اردو، «رساله استفتائات» در دو جلد، «استفتائات مسائل ضمان»، «رساله حقوق»، «احکام پزشکى»، «معارف و احکام نوجوان»، «معارف و احکام بانوان»، «احکام و مناسک حج»، «موعود ادیان»، «اسلام دین فطرت»، کتاب «خاطرات» در دو جلد اشاره کرد.

هرگز نخواب داریوش…

بنام خدا

دارا جهان ندارد سارا زبان ندارد
بابا ستاره ای در هفت آسمان ندارد

کارون زچشمه خشکید البرزلب فروبست
حتی دل دماوند آتش فشان ندارد

دیو سیاه دربند آسان رهید وبگریخت
رستم در این هیاهو گرز گران ندارد

روز وداع خورشید زاینده رودخشکید
زیرا دل سپاهان نقش جهان ندارد

بر نام پارس دریا نامی دگر نهادند
گویی که آرش ما تیر و کمان ندارد

دریای مازنی ها بر کام دیگران شد
نادر زخاک برخیز میهن جوان ندارد

دارا کجای کاری دزدان سرزمینت
بر بیستون نویسند دارا جهان ندارد

آییم به دادخواهی فریادمان بلند است
اما چه سود که اینجا نوشیروان ندارد

سرخ وسپید وسبزست این بیرق کیانی
اما صد آه و افسوس شیر ژیان ندارد

کو آن حکیم توسی شهنامه ای سراید
شاید که شاعر ما دیگر بیان ندارد

هرگز نخواب داریوش ای مهرآریایی
بی نام تو وطن نیز نام و نشان ندارد

غزلی تازه…

بنام خدا

غزلی تازه از سید ابوالفضل صمدی

هم زیرسم مرگ  لگدکوب می شویم
هم متهم به شورش و آشوب می شویم

ما آن شکوفه ایم که بردوش باد ها
از گرد ره نیامده جاروب می شویم

مجروح زهرخند شماییم سال هاست
با این سیاه زخم مگرخوب می شویم

اما نه ، دربرابر لبخند ساده ای
آنقدر ساده اییم که مغلوب می شویم

ما را تبر چگونه زپا در می آورد ؟
ما جنگلیم ولشگری از چوب می شویم

امیدوار باش به سرچشمه می رسیم
داریم می رسیم که سرکوب می شویم

تنها تو نیستی غزل سربدارمن !
ما نیز درکنار تو مصلوب می شویم .