سلام
یادم می آید مدت هاست دوستان به مزاح این جمله را از من شنیده اند که دو افتخار بزرگ در زندگی داشته ام. اول آنکه خدا را شکر به هیچ بانکی بدهکار نیستم و هیچ دفترچه قسطی ندارم. دوستان هم که معمولا به اندازه دو جوال (با تعبیر خودمانی اش بخوانید) از این دسته دفترچه های قشنگ داشتند به خنده تعارف میزدند که … حالا بیا… ناراحت نباش. از این ها چندتاش رو میدهیم به تو.
به هر حال چند روزی است که افتخار را از کف داده ام و به یکی از موسسات مالی نه چندان محترم بدهکار گردیده ام. خواستم بگم بابا تموم شد به خدا. کوزه گر هم تو کوزه افتاد. وقتی داشتم کارهای اداری وامم رو می کردم جریان این داستان رو برای مسوول اعتبارات تعریف کردم. بنده خدا شروع کرد به خندیدن. باورش نمی شد کسی این رو افتخار محسوب کنه.
و دوم آنکه بیشتر رادیویی ام و تلوزیون نگاه نمی کنم. خوب… اصل موضوع نوشتار را خواستم به تحلیل تفاوت های فضایی رادیو و تلوزیون بر اساس آنچه من از دوران زندگی تنهایی مجردی درک کرده ام بگذارم که به یاد این موضوع که گفتم افتادم.
اصل تحلیل:
زندگی کردن چند ساله من به صورت تنهایی مرا با بسیاری از تجربیات آمیخته است. هر چند سهل الوصول بودن رادیو و فراگیری آن در همه جا و نیز گستردگی آن در اتومبیل ها و سیستم حمل نقل و تنوع شبکه های رادیویی از بدیهی ترین تفاوت ها محسوب می شود اما من به دنبال آن نیستم تا آنرا در زمره اصلی ترین تفاوت ها بشمارم.
اول تفاوت کلیدی آنکه شاید شما نیز دیده باشید به صورت کلی هنرمندان، فرهیختگان و افراد برجسته حوزه های فرهنگی با تلوزیون میانه خوبی ندارند و به احوالات شخصی شان وارد شوید آنها را از تلوزیون دور خواهید یافت. به صورت بالعکس در این گروه تمایل بسیار بیشتری به رسانه رادیو وجود دارد. احساس می کنم این موضوع علاوه بر تداعی یک حس نوستالژیک نزد آنان به تهی بودن تلوزیون از خوراک ایده آل این گروه باز می گردد. گرایش تلوزیون به تهیه برنامه هایی برای توده مردم و طبیعتا تمایل به پوپولیست از عمده ترین دلایلی است که این قشر را از تلوزیون فراری داده است. هرچند برنامه دو قدم مانده به صبح شبکه ۴ در ساعت پایانی شب کمی از این نقد کاسته است.

دوم تفاوت آن است که تلوزیون رسانه ای است که مخاطبان بیشتر به صورت گروهی و جمعی به تماشای آن می پردازند اما مخاطبان رادیو بیشتر فردی اند که در خلوت تنهایی شان از آن بهره میگیرند. این یکی از اصلی ترین دلایل گرایش من به رادیوست…
سوم تفاوت عدم صداقت تلوزیون در انعکاس اخبار و رخدادهای ایران و جهان است. تلوزیون آنگونه که خود می پسندد جریان اطلاع رسانی را هدایت می کند. به واقع در این مسیر تلوزیون هم رسانه انعکاس دهنده است و هم جهت دهنده آن است. به طور مثال به قول یکی از دوستان در جریان مذاکرات صلح خاورمیانه میان اعراب، فلسطینیان و اسراییل همیشه تلوزیون عبارت “مذاکرات به اصطلاح صلح” را به کار می برد. مثال دیگر انعکاس حقایق در حوادث پس از انتخابات است که آنگونه که خود خواست مطالب را منعکس کرد. شما هیچ یک از بیانیه های صادر شده توسط نامزدهای معترض به انتخابات را در تلوزیون ندیدید و نشنیدید این در حالی است که عمده ترین وظیفه رسانه اطلاع رسانی است.می پذیرم هر چند این ضعف و بی عدالتی بزرگ علاوه بر تلوزیون در رادیو نیز وجود داشته و باعث گرایش مخاطبان به رادیو نیز نشده است و سبد مخاطبان رسانه های فرامرزی را بهبود بخشیده است.
چهارم تفاوت به نقص اساسی در تفکر و اندیشه مدیران تلوزیون بازمی گردد. آنان به جای آنکه به بالندگی اندیشه به عنوان محصول برنامه های تلوزیونی خود توجه کنند بیشتر به فکر پر کردن زمان و گذران ایام با سرگرم کردن مردم با هر شیوه ممکن اند. همانطور که گفتم این موضوع از مهمترین عوامل گریز مخاطب خاص از تلوزیون است. از سوی دیگر به تفکرات و رفتارهای افراطی در آنها باز میگردد. به عنوان مثال یک اندیشه کوته در نزد مدیران تلوزیون، آنها را از تمرکز بر تاریخ و تمدن ایرانی و روح پاک نهفته در اساطیر وطن باز داشته است تا آنجایی که هیچ یک از کودکان ما داریوش، کوروش، آرش، اسفندیار را نمی شناسد اما مرحبا بر تلوزیون که خوب همه را با هانیکو، اوشین، یانگوم، جومونگ و …. آشنا کرده است. گویی سریال های شرق آسیا چنان بر مردمان ما مستولی شده که کمی مانده به آغاز آن یکباره خیابان ها را خلوت می کنند تا سعادت دیدن جومونگ را از دست ندهند… چه اینکه تلوزیون این سریال را چند بار در هفته پخش می کند و با تکرار دوباره هرکدام. این موضوع در سریال های ملی و مذهبی نیز صادق است. سالهاست که افتخار آنرا داشته ایم که سیره و زندگی اهل بیت به تصویر کشیده شود مانند تسریال امام علی، تنهاترین سردار(زندگی امام حسن)، ولایت عشق (زندگی امام رضا) و … . اما دریغ که در کنار این آثار مذهبی هیچ فعالیتی بر موضوعات ملی و ایرانی نشده است. این در حالی است که هجمه فرهنگی بیگانه اصل ملیت را بیشتر نشانه رفته است تا مذهب. ساخت فیلم ضد ایرانی ۳۰۰ را از سوی هالیوود به یاد می آورید؟ همان فیلمی که چند تن اندک از یونانیان سپاه عظیم هخامنشیان را شکست داد…
پنجم تفاوت به اصالت بیشتر رادیو بازمیگردد. گویی هویت دیرینه تر رادیو نسبت به تلوزیون باعث جذب مخاطبانی معتقد به این موضوع برای آن گشته است. این موضع فقط به اهل فرهنگ و ادب و فرهیختگان اختصاص ندارد. بسیاری از عوام و توده نیز دانسته یا نادانسته این چنین اند.
در این سالها و به هنگام خواب و در تنهایی خود و رادیو بسیار به این موضوع اندیشیده ام اما ذهن من در ساعت ۴ بامداد مجال بازخوانی بیش از این را به من نمی دهد. تلاش میکنم در یک پست دیگر موضوع را ادامه دهم.
تلوزیون را رها کنید. رادیویی باشید…
سید هاشم شریفی
تیرماه ۸۸