Wordpress Themes

چگونگی نگاه دنیا به ما…

سلام دوستان

چند دقیقه پیش به سایت ریاست جمهوری به آدرس www.President.ir سر زدم. موضوع جالب آن بود که روسای جمهور و شخصیت های سیاسی کشورهای مختلف که به آقای احمدی نژاد پیام تبریک فرستاده اند را در سایت لیست کرده بود. دیدن اسامی شخصیت ها خالی از لطف نیست. فقط قبل از مطالعه عرض کنم جهان حدود ۲۰۸ کشور دارد و جسارتا دنیا فقط این چهارتا کشور دور ما نیست. شاید که اروپا و آمریکا و اقیانوسیه نیز جزئی از جهان است…

* پیام تبریک رییس مجلس عالی جمهوری خودمختار نخجوان به دکتر احمدی‌نژاد
* پیام تبریک رییس‌جمهور سریلانکا به دکتر احمدی‌نژاد
* در مکالمه تلفنی صورت گرفت؛رییس‌جمهور اکوادور انتخاب مجدد دکتر احمدی‌نژاد را تبریک گفت
* معاون وزیر امور خارجه روسیه:برگزاری انتخابات قانونی را به ایران تبریک می‌گوئیم
* رییس‌جمهور آذربایجان در گفتگوی تلفنی با رییس‌جمهور منتخب ایران: پیروزی دکتر احمدی‌نژاد پیروزی ملت ایران است
* در گفتگوی تلفنی صورت گرفت: امیر قطر انتخاب مجدد دکتر احمدی‌نژاد را تبریک گفت
* پیام تبریک سید حسن نصرالله به احمدی نژاد
* پیام تبریک رییس جمهوری تاجیکستان به احمدی نژاد
* پیام تبریک رییس جمهور ارمنستان به احمدی نژاد
* پیام تبریک پادشاه عمان به رییس جمهور منتخب ملت ایران
* پیام تبریک رییس جمهور روسیه به رییس جمهور منتخب ملت ایران
* در مکالمه تلفنی صورت گرفت؛رییس‌جمهور ترکیه انتخاب مجدد دکتر احمدی‌نژاد را تبریک گفت
* در گفتگوی تلفنی صورت گرفت؛ پیام تبریک رییس جمهور افغانستان به مناسبت پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات
*در تماس تلفنی؛ نخست وزیر ترکیه پیروزی دکتر احمدی نژاد را در انتخابات تبریک گفت
* در گفتگوی تلفنی صورت گرفت؛ پیام تبریک دبیر کل سازمان کنفرانس اسلامی به مناسبت پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات
* در گفتگوی تلفنی انجام شد؛ پیام تبریک رییس جمهور پاکستان به مناسبت پیروزی دکتر احمدی نژاد در انتخابات
* پیام تبریک رییس جمهوری خلق چین به رییس جمهور منتخب ملت ایران
* در یک تماس تلفنی ؛ چاوز(رئیس جمهور ونزوئلا) پیروزی دکتراحمدی نژاد را در انتخابات ریاست جمهوری تبریک گفت.

سکوت…

بنام خداوند بخشنده مهربان

« اِنَّ اللّهَ لا یُغَیِّرُ مَا بقَومٍ حَتّى یُغَیِّرُوا ما باَنفُسِهم »

خداوند سرنوشت هیچ قومی را دگرگون نخواهد کرد تا زمانی که خود آن قوم حالشان را تغییر دهند.  «سوره مبارکه رعد آیه۱۰ »

هر چه می کنم که انتخابات و این روزها را فراموش کنم نمی شود. قلبم از این نامهربانی ها و آنچه به ناروا به اعتماد من جواب ناجوانمردانه داد، به درد آمده است. خوب حقیقت مطلب این است که خواستم بگویم من خس و خاشاک نیستم.  من بر خلاف شما می اندیشم پس هستم.

سکوت کرده ام، سکوتی عمیق اما به آن می اندیشم که چگونه با اندیشه پاسخ تحجر را بدهم. و با دانایی جواب نادانی را. و با جوانمردی جواب نامردی را. و با گل جواب سنگ را. و با آگاهی بخشی جواب عوام فریبی را. و با رعایت حریم انسانها و شخصیت ها پاسخ پرده دری ها را  و با ملایمت پاسخ هتاکی را… و هزار اندیشه دیگر.

سکوت کرده ام اما مبادا که فرض کنی از سر رضایت است. سکوت کرده ام اما از تو دور باد اندیشه آنچه ناتوانم فرض کنی. سکوت کرده ام اما از من بدور است استدلال های تو بر وابستگی ام به استکبار. سکوت کرده ام اما از من بسیار به دور است تهمت تو برای مقابله ام با اسلام. سکوت کرده ام اما بر من ننگ است اگر دست نشانده رسانه های فلانم بپنداری…

براین اعتقادم انتخاباتی که گذشت، رقابت میان سید میرحسین عزیز و احمدی نژاد نبود. به واقع جدال اصلی، جدال عقلانیت و آگاهی بخشی بر پوپولیست و عوام فریبی بود. خوب البته در برهه ای از  این زمان همانطور که بارها عرض کرده ام مشکل ما مشکل فرهنگی است، راهبرد پوپولیست پیروز ظاهری خواهد بود. اما آنچه در یاد نخبگان و فرهیختگان خواهد ماند پیروزی حقیقی است.

بر این انتخابات زمان خواهد گذشت. روزها ما را با خود خواهد برد اما تاریخ قاضی خوبی خواهد بود و آیندگان نیز هم. آنها بر ما و آنچه بین ما رفته است قضاوت خواهند کرد همانطور که پیشینیان را به نقد نشسته ایم.

و کلام آخر این که بر این باورم که مرا آنگونه که خود خواستی فریفتی و آگاه شدم از این فریبت اما با مکر و حیله خدا چه میکنی؟ می دانم که بر آن ایمن نخواهی بود…

… و مکرو مکر الله و الله خیر الماکرین.

سیدهاشم شریفی

بهار ۸۸

مجال گریه کم و حجم درد بسیار است…

انتخابات هم تمام شد. نمی دانم حماسه بود یا کودتا. با وجود حرفهای بسیار، حرفی برای زدن در این شرایط ندارم. به شدت دچار شوک شده ام. انگار میان دوستان خاک مرده پاشیده اند. هر کسی به خلوت خود پناه برده و عزلت پیشه کرده است. چه می شود گفت در برابر این همه نامردمی و ناجوانمردی ها؟ ناگاه به یاد غزلی از ابولفضل صمدی افتادم. کمی تسکنیم داد.

مجال گریه کم و حجم درد بسیار است
توقع تو از این روح سرد بسیار است

به خاطر تو گلی سرخ از کجا بخرم
زمانه‌یی‌ست که گلهای زرد بسیار است

حرامی آمد و دار و ندارمان را برد
در این قبیله که می‌گفت مرد بسیار است

یکی از این‌همه دیوانه عاشق لیلی‌ست
اگر نه وحشی و صحرانورد بسیار است

بگو به کفتر خوش‌‌باوری که در راه است
به این محله نیا هرزه‌گرد بسیار است

مرا به حال خود ای ابر مهربان بگذار
مجال گریه کم و حجم درد بسیار است

کلام آخر…

هر چند معتقدم در شرایط امروز ایران ، این ، رأی ندادن به میرحسین موسوی است که جای سوال دارد ، ولی در احترام به کاندیداهای دیگر ، فقط به ذکر نکاتی کوتاه در پاسخ به این که ” چرا به میرحسین رأی می دهم؟” بسنده می کنم که عاقلان را اشارتی کافی است و مردم ایران ، صد البته ، ملتی عاقل و دوراندیش اند.

۱- مخالفانش ، هر چه بیشتر در پرونده او گشتند تا سوء استفاده ای ، اختلاسی و رانتی پیدا کنند ، کمتر جستند و سر آخر و سر سر ناچاری ، افراد دیگری را متهم کردند ، افرادی که به قول ضرب المثل قدیمی ایرانی ،نه آنان را در قبر میرحسین می گذارند و نه میرحسین را در گور آنان.(هر کسی را توی قبر خودش می گذارند.)
راستی چرا ؟ یک مورد را درباره رانتخواری همسر میرحسین افشا کردند که او ، در ادامه تحصیل ، کار غیرقانونی انجام داده است اما چه کنم که سازمان بازرسی کل کشور این ادعا را تکذیب کرد و مراتب تحصیلی او را قانونی دانست.
اگر میرحسین ، “سالم” نبود ، تا کنون چه جنجال ها و بلواها که به پا نکرده بودند!

۲- او در مناظره ها و برنامه های تلویزیونی اش نشان داد که فردی تک بعدی نیست ؛ هر جا که نیاز باشد سکوت می کند و بردباری پیشه می کند ، هرگاه که نیاز باشد بر می آشوبد و بر سر تبعیض و فساد و دروغ فریاد می کشد و به گاه خود ، بحث های کارشناسی می کند و برای اداره کشور فرمول می دهد.

۳- او در دورانی رییس دولت بود که نظام ، تازه شکل گرفته بود ، جنگی به آن عظمت و وسعت در جریان بود و تحریم های ناشی از حمایت غرب و شرق از صدام ، به اندازه ای حلقه را بر ایران تنگ کرده بود که طبق یکی از خاطرات مقام معظم رهبری ، حتی اجازه عبور کامیون حامل سیم خاردار به مقصد ایران را نمی دادند… در چنان شرایطی ، اوضاع مردم و سطح رضایتمندی انها از زندگی ، از شرایط کنونی که نه جنگی در میان است و به ادعای آقایان ، دنیا هم شیفته ماست و نفت مان را هم به بهای خوبی می فروشیم ، «بهتر» بود و این بهتر بودن ، اتفاقی و شانسی حاصل نمی شود ، بلکه محصول مدیریت است. موسوی ، مدیر توانمندی است و این را در آن ۸ سال به خوبی ثابت کرده است. یاد آن مدیریت پویا و مردمی بخیر!

۴- کسانی در بین سیاسیون ، حتماً با موسوی مخالفت دارند و این ، امری طبیعی است اما آنان ، مخالفت خود با موسوی را با توهین به حامیان مردمی او و ندیدن و سانسور آنان در رسانه های دولتی و حکومتی عجین کردند و من ، بر این باورم به جای آن که پاسخ این ندیدن ها و توهین ها و اهانت ها را مقابله به مثل کنم ، می توانم ، با یک برگ رأی ، این کار را به بهترین و دموکراتیک ترین شکل ممکن انجام دهم.

۵ - موسوی ، از اصل خود دور نیفتاده است. او در آخرین برنامه تلویزیونی اش ، به صراحت گفت که من همان موسوی اول انقلابم که شرایط موجود را درک می کنم.
در بحبوحه سیاست ، که بسیاری هر روز به رنگی درمی آیند ، کسی که بر اصالت خویش باقی بماند و نان به نرخ روز نخورد ، پدیده کم نظیری است که می توان روی آن حساب کرد.

۶ - موسوی در برابر بعضی ها که از امکانات بیت المال و رسانه های آن ، بی هیچ محدودیتی برخوردار بودند ، مظلوم بود و مردم ایران نیز نابرابری ها را به چشم خود دیدند و اینک وقت برابر کردن نابرابری هاست.

۷ - آی مردم ! این همان میرحسینی است که از بعد از دوران هاشمی ، همواره دعوتش می کردیم بیاید ، اینک ، امده است و البته ما که کوفی نیستیم!

احسان محسنی

هزینه های تبلیغاتی احمدی نژاد

سلام

اگر مناظره ها را دنبال کرده باشید این جملات را از زبان رییس جمهور محترم بارها شنیده اید که :

حقیقت این است که امکانات مالی برای هزینه های تبلیغات انتخاباتی ندارم و شخصا نیز از قبول کمک های مالی انتخاباتی به لطف خدا خودداری کرده ام و اصولا اعتقادی به این هزینه های هنگفت و سرسام آوری که امروزه شاهد آن هستیم نداشته و ندارم. ستاد شخصی انتخاباتی هم ندارم. لذا شاید این پایگاه مجازی، در کنار فرصتی که صدا و سیما در اختیار نامزدها قرار می دهد مناسب ترین رسانه برای پاسخ به سوالات و اعلام دیدگاه ها و برنامه ها و گزارش عملکردها باشد.از این رو بنا دارم به امید خدا در این فرصت باقی مانده تا انتخابات وقت بیشتری را صرف انتشار مطالب جدید کنم.

و یا خطاب به میرحسین موسوی گفت هزینه شما را چه کسی می پردازد؟ و یا اینکه به کروبی گفت هزینه های سنگین تبلیغات شما را از کجا آمده است؟ من کاری به پاسخ آقایان ندارم. تصاویری را دیدم که خود گویای تمام بحث هاست…

چند کلمه در ارتباط با فیلم مستند احمدی نژاد…

بنام خدا . شرحی از سید هاشم شریفی بر مستند احمدی نژاد

نه و چهل و پنج دقیقه تا ده و پانزده دقیقه هشتم خرداد هشتاد و هشت.

فیلم انتخاباتی محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور فعلی و نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم با نام “دولت یار” توسط جواد شمقدری، به مدت نیم ساعت از ۲۱:۴۵ روز جمعه هشتم خرداد پخش شد. پای تلوزیون نشسته بودم تا پس از تیتراژی نه چندان مرتبط، مستند تلوزیونی احمدی نژاد آغاز شود. به همان دلیلی که شما بهتر از من می دانید تمایلی به دیدن فیلم نداشتم . هر آنچه او می خواست از صداقت و مهربانی اش در سی دقیقه بگوید همه را در چهار سال عملا دیده و لمس کرده بودم. با این وجود پای تلوزیون ماندم تا شاید اشتباها حرف جدیدی بشنوم. اما دریغ و افسوس که باز هم جز مظلوم نمایی و عوام فریبی و رفتارهای پوپولیستی چیزی عایدم نشد. تمام فیلم تلاش داشت تا از ایشان شخصیتی متفاوت از آنچه عملا در این چهارسال ارائه داده بود، ارائه دهد اما هرآنکه او را می شناسد شناخت چهارساله را با تصویر سی دقیقه ای عوض نمی کند.

در قسمتی از فیلم تصاویری از سفرهای احمدی نژاد به چند کشور جهان و استقبال مردم از او پخش شد که مایه تاسف است.در حالی که طی چهار سال گذشته میزبان و یا میهمان هیچ مقام برجسته اروپایی و آمریکایی نبوده ایم سکانس هایی از سفر به چند کشور آفریقایی و … به عنوان دستاورد های سیاست خارجی و استقبال جهانیان از احمدی نژادیسم ارائه شده بود. گویا از سر اضطرار و خالی نبودن عریضه با گینه بیسائو و گواتمالا و ونزوئلا و … رابطه برقرار کرده ایم.

“مردم” در این فیلم انتخاباتی، تقریبا منحصر به مردم “نیازمند، فقیر و حاشیه نشین” و مردمی بود که در سفرهای استانی به استقبال احمدی نژاد می آیند و خواسته ها و حاجات خود را مطرح می کنند و برای احمدی نژاد دعا می کنند یا صدقه می دهند. اما در این گیر و دار یکی نبود بپرسد آخر جناب رییس جمهور این سیاستگذاری کلان شماست که باید محرومیت را از این روستاها و شهرها بزداید یا حضور شما در فلان روستا برای اینکه مشکل حمام آنجا را حل کنید؟ آیا جایگاه شما و حیطه کاری شما همین جزئی کاری هاست؟

در طول مدت فیلم هیچ پیامی از همراهی نخبگان، فرهیختگان و برجستگان علمی، دانشگاهی، هنر با ایشان نبود چرا که می داند در این قشر از جامعه پایگاهی ندارد. و در عوض تمام فیلم مملو بود از صحنه های دیدتار با روستائیان و فقیران و دهک های پایین جامعه. رییس جمهور فرد زیرکی است. او بهتر از ما پایگاه رای خود را می داند و عمده رفتارهای پوپولیستی اش را برای همان قشر متمرکز کرده است.

بارها شنیده اید که این کسوت و لباس است که به شخص شان و منزلت می دهد و نه ذات خود شخصیت. تصاویری پخش شد از استقبال مردم در سفرهای استانی رییس جمهور. آیا تمام این افراد با میل خویش به استقبال آمده بودند یا با انتقال گروهی و تعطیل کردن مدارس و دانشگاه و … ؟ سوال اینکه آیا این مردم به استقبال محمود احمدی نژاد آمده بودند و یا رییس جمهور جمهوری اسلامی ایران؟ امتحانش ساده است روزی پس از خروج از حاکمیت به شهرها سفر کنید و نتیجه را ببینید. اگر بدون در نظر گرفتن منصب همچنان دارای محبوبیت بین عموم مردم و نه یک گروه خاص پایین جامعه بودید گفته هایتان مصداق خواهد داشت.

تاکید احمدی نژاد بر روی همان گفتمان انتخابات چهار سال پیش و کشیدن شمشیر انتقاد بر روی رفتارهای دولت و سیاست هایش برای اثبات ناکارآمدی آن ادامه داشت. بی سبب نبود که پاره از سخنرانی های او در جمع مردم در سال ۸۴ و قبل از رییس جمهوری نیز پخش شد. در حالی که او بهتر می داند بر روی دستاورد زیرساخت های دولت های پیشین ایستاده است و با کمال بی شرمی همه را از دم تیغ می گذراند.

آمارهای رییس جمهور هم حکایتی خواندنی است. آمارهایی ارائه میدهد که داد همه را درآورده است. آمارهایی که فقط خود او و دولتش آنرا قبول دارند که تکرار همان حکایت و روباه و دم و شاهد است. ای کاش سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل نشده بود تا به عنوان نهادی مستقل در ارتباط با این آمارها اظهار نظر کند

خوش بود گر محک تجربه آید به میان تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.